لاف زدن گنجشک نر و تعجب حضرت سلیمان سلام الله علیه
28 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

روایت شده است سلیمان نبی گنجشکی را دید که به مادینه اش می گوید:

 چرا از من کناره جویی می کنی! اگر بخواهی بارگاه سلیمان را با منقار خویش برداشته و داخل دریاها می اندازم! حضرت سلیمان که از این سخن گنجشک متبسم گشته بود دستور داد تا آن پرنده را نزد وی حاضر سازند آنگاه از وی پرسید:

 آیا تو توان چنین کاری را داری؟

گنجشک جواب داد:

نه یا رسول الله لکن خواستم نزد همسرم فخر فروشی نمایم و هیچ محب و عاشقی نباید بخاطر گفته هایش مورد ملامت واقع شود.

 آنگاه سلیمان رو به گنجشک مادینه کرد، و از او پرسید چرا با آنکه همسرت تا این درجه به تو علاقه دارد از او کناره جویی می کنی؟ او پاسخ داد:

ای پیامبر خدا شوهرم در بیان عشق خود صادق نیست چرا که او غیر مرا هم دوست می دارد!

کلام پرنده تاثیری شگرف در روان سلیمان ایجاد کرد و بغض گریه گلویش را فشرد. از آن هنگام سلیمان چهل روز از مردم فاصله گرفت و از خداوند خواست تا سراچه قلبش فقط از عشق او آکنده باشد[1].

علی محمد مظفری

پی نوشت


[1] جزائری، نعمت الله بن عبد الله، داستان پیامبران یا قصه های قرآن از آدم تا خاتم / ترجمه قصص الأنبیاء جزائری، 1جلد، انتشارات هاد - تهران، چاپ: اول، 1380ش.ص526