ازدواج موقت از نظر صحابۀ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم‌
10 بازدید
موضوع: فقه و اصول

ازدواج موقت از نظر صحابۀ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

مرحوم نجم الدین طبسی در کتاب« ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعین» آورده اند[1]:

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از شهادت پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است.

اکنون به بیان نامهای برخی از آنها و جایگاه علمی و اجتماعی شان و نیز دلایل التزام آنان به ازدواج متعه می پردازیم:

Ø

علی بن ابی طالب علیه السلام (شهادت 40 ه‍.)

الف) هاشمی گوید: از میان صحابۀ پیامبر صلی الله علیه و آله، علی بن ابی طالب علیه السلام قائل به جواز متعه بود[2].

ب) رازی می گوید: طبری از علی بن أبی طالب علیه السلام روایت کرده که فرمود:اگر عمر مردم را از متعه نهی نمی کرد، جز انسان بدبخت مرتکب زنا نمی شد[3].

Ø

عمران بن حصین خزاعی (متوفای 52 ه‍.)

در کتاب صحیح بخاری آمده است: عمران (رض) می گوید: آیۀ متعه در قرآن نازل شد، ما و پیامبر صلی الله علیه و آله به آن عمل می کردیم و آیۀ دیگری نیز نازل نشد که آن را حرام نماید و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در زمان حیاتش هرگز از آن نهی نکرد. مردی با نظر خودش (در نهی از متعه) چیزی گفته است[4].

عسقلانی می نویسد: مقصود از مردی که در این روایت آمده، خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب است[5].

عمران بن حصین کیست؟

1- جزری می گوید: عمران بن حصین در سال جنگ خیبر اسلام آورد و در چند غزوه با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کرد و خلیفه دوم، عمر او را برای ترویج احکام به بصره فرستاد. او در بصره از فضلای صحابه به شمار می رفت.

عبد الله بن عامر، قاضی بصره اش کرد. او مدت کوتاهی قاضی بود تا اینکه استعفا کرد و عبد الله نیز استعفایش را پذیرفت.

محمد بن سیرین گوید: هیچ یک از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در بصره را برتر و والاتر از عمران بن حصین نمی شناختیم و او مستجاب الدعوه بود[6].

2- ذهبی گوید: عمران بن حصین، الگو، پیشوا و از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بود که در سال هفتم اسلام آورد و روایات زیادی در صحاح سته از وی نقل شده است. بخاری و مسلم در نُه حدیثِ او اتفاق دارند و چهار حدیث در صحیح بخاری و نُه حدیث نیز در صحیح مسلم به طور خاص از او نقل شده است و احادیث مسند او به یکصد و هشتاد روایت می رسد[7].

همانگونه که پیشتر اشاره شد، گفته اند عمران بن حصین در سال جنگ خیبر اسلام آورد و حال آنکه گروهی ادعا کرده اند که در آن سال متعه حرام شده است.

اما نظریۀ شیعه: مرحوم مجلسی او را ممدوح و مامقانی حسن شمرده اند. مرحوم تستری نیز او را پذیرفته است[8].

Ø

ابو سیعد خدری (متوفای 74 ه‍.)

الف) ابن حزم می گوید: از جمله کسانی که همچنان بر حلال بودن متعه باقی بود، ابو سعید خدری است[9].

ب) ابو سعید خدری و جابر می گویند: ما تا نیمی از خلافت عمر متعه می کردیم، تا اینکه عمر در قضیۀ عمرو بن حریث، مردم را از آن نهی کرد[10].

ابو سعید خدری کیست؟

ذهبی می گوید: ابو سعید خدری، پیشوا، مجاهد و مفتی مدینه بود. او در جنگ خندق و بیعت رضوان نیز حضور داشت. از رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیار حدیث نقل کرده است. وی یکی از فقها و مجتهدان بود. .. بعضی گفته اند: در میان اصحاب جوان پیامبر صلی الله علیه و آله کسی از او عالم تر نبوده است.

در صحاح سته از او روایت آمده و احادیث مسند او به هزار و صد و هفتاد می رسد. صحیح بخاری و مسلم به اتفاق، چهل و سه روایت از او آورده اند. صحیح بخاری شانزده روایت و صحیح مسلم پنجاه و دو روایت به طور خاص (غیر از روایات مشترک) از او نقل کرده اند[11].

نکتۀ قابل توجه آن است که این صحابی که منصب فتوا را بر عهده داشته، همانگونه که دقت می کنید، بر التزام عملی خود به ازدواج موقت تصریح دارد که عمر مردم را از متعه نهی کرده است، نه اینکه در نهی از آن به نسخ قرآن یا نهی پیامبر صلی الله علیه و آله استناد نماید.

امّا از نظر ما: مرحوم مامقانی، ایشان را توثیق کرده است[12].

Ø

جابر بن عبد الله انصاری (متوفای 78 ه‍.)

در صحیح مسلم آمده است: محمد بن رافع، از عبد الرزاق، از ابن جریج و او از ابو زبیر نقل کرده که می گوید: از جابر بن عبد الله شنیدم که می گفت: ما، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و أبو بکر با یک مشت خرما و آرد متعه می کردیم، تا اینکه عمر در قضیۀ عمرو بن حریث مردم را از آن نهی کرد[13].

علی محمد مظفری

پی نوشت ها


[1] طبسی، نجم الدین - مترجم: شیرازی، محمد حسین، ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعین، در یک جلد، دلیل ما، قم - ایران، اول، 1426 ه‍ ق،ص20

[2] الاعلام، ص 37، در تذکرۀ شیخ مفید از محبر نقل شده است ولی در چاپ جدید آن آن را حذف کرده اند

[3] تفسیر کبیر، ج 10، ص 50؛ کنز العمال، ج 16، ص 522، ح 45728؛ الدر المنثور، ج 2، ص 140

[4] صحیح بخاری، ج 3، ص 104، کتاب التفسیر، باب قوله تعالی:« یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَکمْ. ..»؛( مائده: 87)

[5] فتح الباری، ج 8، ص 34؛ شرح نووی، ج 8، ص 205؛ ارشاد الساری، ج 10، ص 61؛ عمدة القاری، ج 18، ص 111؛ البته بعضی آن را به« متعۀ حج» تفسیر کرده اند که خلاف ظاهر است، بلکه مراد ازدواج موقت متعه است، چنانکه تفسیر رازی نیز گفته است.

[6] اسد الغابه، ج 4، ص 138

[7] سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 30

[8] تنقیح المقال، ج 2، ص 30؛ قاموس الرجال، ج 8، ص 242

[9] المحلی، ج 9، ص 519؛ شرح زرقانی، ج 3، ص 154

[10] عمدة القاری، ج 8، ص 310

[11] سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 172؛ المحبّر، ص 429؛ تاریخ بغداد، ص 180؛ اسد الغابه، ج 2، ص 289؛ الوافی بالوفیات، ص 148

[12] تنقیح المقال، ج 2، ص 11

[13] صحیح مسلم، ج 1، ص 623؛ مصنف عبد الرزاق، ج 7، ص 499؛ مسند احمد، ج 3، ص 380؛ بدایة المجتهد، ج 2، ص 58