امام سجاد سلام الله علیه ضامن آهو
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

امام سجاد سلام الله علیه ضامن آهو

به نقل مرحوم قطب الدین راوندی در کتاب «الخرائج و الجرائح» به نقل از جناب جابر بن یزد جعفی رحمه الله تعالی علیه از حضرت باقرسلام الله علیه در روایتی آورده اند:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ سلام الله علیه جَالِساً مَعَ جَمَاعَةٍ إِذْ أَقْبَلَتْ ظَبْيَةٌ مِنَ الصَّحْرَاءِ حَتَّى وَقَفَتْ قُدَّامَهُ فَهَمْهَمَتْ‏ وَ ضَرَبَتْ بِيَدَيْهَا الْأَرْضَ فَقَالَ بَعْضُهُمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا شَأْنُ هَذِهِ الظَّبْيَةِ قَدْ أَتَتْكَ مُسْتَأْنِسَةً؟ قَالَ تَذْكُرُ أَنَّ ابْناً لِيَزِيدَ طَلَبَ مِنْ أَبِيهِ خِشْفاً فَأَمَرَ بَعْضَ الصَّيَّادِينَ أَنْ يَصِيدَ لَهُ خِشْفاً فَصَادَ بِالْأَمْسِ خِشْفَ هَذِهِ الظَّبْيَةِ وَ لَمْ تَكُنْ قَدْ أَرْضَعَتْهُ وَ أَنَّهَا تَسْأَلُ أَنْ نَحْمِلَهُ إِلَيْهَا لِتُرْضِعَهُ وَ تَرُدَّهُ عَلَيْهِ فَأَرْسَلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ سلام الله علیه إِلَى الصَّيَّادِ فَأَحْضَرَهُ وَ قَالَ لَهُ إِنَّ هَذِهِ الظَّبْيَةَ تَزْعُمُ أَنَّكَ أَخَذْتَ خِشْفاً لَهَا وَ أَنَّهَا لَمْ تَسْقِهِ لَبَناً مُنْذُ أَخَذْتَهُ وَ قَدْ سَأَلَتْنِي أَنْ أَسْأَلَكَ أَنْ تَتَصَدَّقَ بِهِ عَلَيْهَا فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَسْتُ أَسْتَجْرِئُ عَلَى هَذَا قَالَ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَأْتِيَ بِهِ إِلَيْهَا لِتُرْضِعَهُ وَ تَرُدَّهُ إِلَيْكَ فَفَعَلَ الصَّيَّادُ فَلَمَّا رَأَتْهُ هَمْهَمَتْ وَ دُمُوعُهَا تَجْرِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ سلام الله علیه لِلصَّيَّادِ بِحَقِّي عَلَيْكَ إِلَّا وَهَبْتَهُ لَهَا فَوَهَبَهُ لَهَا فَانْطَلَقَتْ مَعَ الْخِشْفِ وَ هِيَ تَقُولُ‏(آهو می گفت:) أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ اللَّعْنَةِ

ترجمه روایت:

جابر بن يزيد جعفى از امام باقر- عليه السّلام- روايت مى‏كند كه فرمود:

پدرم (امام سجّاد) با عدّه‏اى نشسته بود كه ناگاه آهويى از صحرا آمد و مقابل ايشان ايستاد. همهمه كرده و دستهايش را به زمين مى‏كوبيد.

بعضى از اصحاب عرض كردند: يا بن رسول اللَّه! اين آهو چه مى‏گويد؟ گويا شما را مى‏شناسد.

حضرت فرمود: او مى‏گويد يكى از پسران يزيد از او يك بچه آهويى طلب كرده است و او نيز به شكارچى‏ها دستور داده تا يكى را شكار كنند. و ديروز آنها بچه مرا گرفته‏اند در حالى كه به او شير نداده بودم. مى‏خواهم كه بچه‏ام را برگردانند تا به او شير بدهم و سپس به آنها بدهم.

امام- عليه السّلام- شخصى را به دنبال شكارچى فرستاد و او آمد. حضرت فرمود:

اين آهو مى‏گويد كه شما بچه‏اش را گرفته‏ايد و او را شير نداده است و از من مى‏خواهد كه از تو بخواهم تا بچه‏اش را به او برگردانى.

شكارچى گفت: يا ابن رسول اللَّه! من جرأت اين كار را ندارم.

حضرت فرمود: پس بچه آهو را بده تا به او شير دهد و برگرداند. و شكارچى نيز پذيرفت و بچه آهو را آورد. وقتى كه آهو بچه‏اش را ديد همهمه‏اى كرد و اشك از چشمانش سرازير گرديد.

حضرت فرمود: اى شكارچى! بخاطر من بچه‏اش را به او ببخش. شكارچى هم قبول كرد. آهو با بچه‏اش مى‏رفت و مى‏گفت:

أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ اللَّعْنَةِ

گواهى مى‏دهم كه شما از خاندان رحمت هستيد و بنى اميّه از خاندان لعنت‏

تدبر در روایت:

1-تواضع حضرت سجادسلام الله علیهو نشستن با اصحاب در صحرا (جَالِساً مَعَ جَمَاعَةٍ)

2-امام بر تمام موجودات عوالم ولایت دارد حتی حیوانات،جمادات،نباتات و سایر مخلوقات

3-امن ترین حریم برای هر موجودی محضر امام زمان خویش است لذا آهو هم برای حل مشکلش به این حصن امن و وسیله حقیقی متوسل می گردد و وقوفش تنها نزد امام است نه غیر(حَتَّى وَقَفَتْ قُدَّامَهُ فَهَمْهَمَتْ‏ وَ ضَرَبَتْ بِيَدَيْهَا الْأَرْضَ)

4-آمدن آهو نزد امام اتفاقی نبوده چرا که نحوه وقوف آن هم برای آهو که حیوانی غیر اهلی است دلالت بر وقوف خاص دارد(فَهَمْهَمَتْ‏ وَ ضَرَبَتْ بِيَدَيْهَا الْأَرْضَ)

5-ارتباط امام با حیوانات و فهم زبان آنها امر بسیار پیش پا افتاده ای است اما برای هر فردی قابل هضم نیست لذا در جمعی که همراه حضرت بودند گروهی میزان معرفت امام در آنها بیشتر از بقیه بود به قرینه سوالی که از امام پرسیدند:(مَا شَأْنُ هَذِهِ الظَّبْيَةِ قَدْ أَتَتْكَ مُسْتَأْنِسَةً؟)

6-از آنجا که اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین خاندان کرم اند در قضای حوائج مخلوقات فرقی نیست سائل حیوان باشد یا انسان هر کس طلب کند آنها عطا می کنند و حتی از خودشان هم مایه می گذارند(فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ سلام الله علیه لِلصَّيَّادِ بِحَقِّي عَلَيْكَ إِلَّا وَهَبْتَهُ لَهَا)

7-حیوان نسبت به فرزندش عاطفه دارد(فَلَمَّا رَأَتْهُ هَمْهَمَتْ وَ دُمُوعُهَا تَجْرِي) اما متاسفانه برخی انسانها که از فطرت خود گریزان اند این عواطف را فراموش کرده اند لذا بجای تولید نسل و ابراز عواطف به فرزندان به سگ بازی و میمون بازی روی آورده و سگ را به عنوان فرزند خود می گیرند و با آن زندگی می کنند

8-حیوانات هم حق و حقیقت را می فهمند و به آن گرایش دارند(أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ اللَّعْنَةِ

منابع:

* قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، 3جلد، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف - قم، چاپ: اول، 1409 ق.

* قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش.

                                                                                                                    علی محمّد مظفّری

محقق و استاد حوزه علمیه