شعر مصیبت حضرت صادق سلام الله علیه
36 بازدید
موضوع: تبلیغ

شعر مصیبت حضرت صادق سلام الله علیه
علی محمد مظفری


فلك خون، اندر دل خيرالبشر كردی

شرر بر دودمان شعيه اثني عشر كردي

نه تنها كشتي از كين صادق آل محمد را

تو يك سر آل طاها را همه خونين جگر كردي

***** 

در آن ساعت که با پای برهنه

پیاده پشت مرکب می دویدم

به یاد راه شام و عمة خود

ز دیده خون دل ها می چکیدم


 

روز عزای گل باغ یاسین است

پایان عمر امام ششمین است

مهدی رود دل شب سوی مدینه

نالد کنار قبرش از سوز سینه

فاطمة مظلومه بنما نظاره

قلب امام صادق شد پاره پاره


 

زین ماتمی که چشم ملائک ز خون ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده کزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و دل ها پر آذرست

مُلک و مَلک به ناله و افغان و اشک و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

چون لاله داغدار شد دل سلطان اولیاء

شال عزا به گردن و با غم برابرست

خون می رود ز دیدة دل های شیعیان

زیرا که قلب عالم امکان مکدرست

منصور شاد گشت ز قتل رئیس دین

اما به خلد، غم زده زهرای اطهرست

او گرچه کشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

دلبند مرتضی و جگر گوشة رسول

زهرش به جان شرر زده از پای تا سرست

خود کشته گشت و زنده شد آئین جعفری

ما را به دهر، مذهب و آئین جعفرست

تنها نه اشکبار چشم «صفا» زین عزا بود

دل های شیعیان همه از غم مکدرست


 

به فرق ملت شیعه بود خاک عزا امشب

که گشته حضرت صادق شهید اشقیا امشب

بریز ای شیعه اشک از دیده بهر حضرت صادق

که از دیده بود گریان علی مرتضی امشب

شد از انگور زهر آلود امام ششمین مسموم

دل صد پاره رفت آن شه از این دار فنا امشب

سر قبرش نه زوار و چراغ و نه عزاداری

نباشد در بقیع یک تن محب و آشنا امشب

ببین با چشم دل در خانة آن شه چه غوغائی است

یتیمانش همه بر سر زنان زین ماجرا امشب