مسح سلیمان نبی و روئیدن کاکل بر سر
32 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

مسح سلیمان نبی و روئیدن کاکل بر سر

از امام سجاد سلام الله علیه نقل شده: کاکلی که بر سر (هدهد) شانه بسر قرار دارد، نتیجه مسح حضرت سلیمان سلام الله علیه است و این به جهت آن است که روزی شانه بسر نر می خواست با مادّه خود در آمیزد، امّا او امتناع می کرد، شانه بسر به همسرش گفت: مانع من مشو، شاید از ما نسلی بوجود آید که خدای عزّوجلّ را ذکر کنند، آن وقت همسرش پذیرفت، وقتی که مادّه او می خواست تخم بگذارد، شانه بسر گفت: آیا می خواهی در میان راه تخم بگذاری، بیم دارم که رهگذران از اینجا عبور کرده و آنها را نابود کنند، همسرش گفت: در عوض اگر مواظب باشیم رهگذران به ما آب و دانه ای خواهند داد و جوجه ها هم سالم می مانند، سرانجام تخم نهاد و بر روی تخم های خود نشست، در همان روز سلیمان به همراه سپاهش و در حالی که پرنده ها در بالای سرشان سایه افکنده بودند از آنجا عبور کردند، همسر شانه بسر گفت: این سپاه سلیمان است که از کنار ما می گذرد و ما از لگد مال شدن توسّط آنها ایمن نیستیم، امّا سلیمان مردی مهربان است، آیا تو آذوقه ای داری که آن را برای جوجه هایمان ذخیره کرده باشی، او گفت: من ران ملخی را ذخیره کرده ام، خود تو چطور؟

همسرش گفت: من هم دانه خرمایی را برای جوجه ها ذخیره نموده ام، پس بیا تو ران ملخ را بردار و من هم خرما را بر می دارم و با هم به نزد سلیمان هدیه می بریم، چون او پادشاهیست که اغلب مردم به او هدیه تقدیم می کنند، پس آن دو حرکت کردند و ران ملخ و دانه خرما را به منقار گرفته و به نزد سلیمان بردند، وقتی سلیمان آنها را دید در حالی که بر عرش خود تکیه زده بود، دستان خود را برای آن دو گشود و آنها آمدند و شانه بسر نر بر دست راست او و شانه بسر مادّه بر دست چپ او نشست، سلیمان از حال آنها پرسش نمود، و آنها او را آگاه کردند، سلیمان هدیه آن دو را پذیرفت و سپاه خود را از پیرامون آشیانه آن دو دور کرد و بر سر آن دو دست ملاطفت کشید و برای آن دو به خیر و برکت دعا نمود، از آن پس بر سر آنها کاکلی رویید.

حال سوال این است سلیمان نبی به ران ملخ و دانه خرما اعتنا کرد و بر سر حیوان دست کشید که در اثر آن تاج روئید اگر ما برای سلیمان زمان حضرت بقیه الله الاعظم هدیه ای ببریم چه می شود؟...

 منبع

جزائری، نعمت الله بن عبد الله، قصص الأنبیاء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبیاء جزائری)، 1جلد، انتشارات فرحان - تهران، چاپ: اول، 1381 ش.ص519

علی محمد مظفری