حدیث بوی سیب و حرم حبیب...
17 بازدید
موضوع: تبلیغ

حدیث بوی سیب و حرم حبیب...

به نقل مرحوم ابن شهر آشوب مازندرانی رحمه الله تعالی از بزگان فقها و محدثین شیعه در قرن ششم از جناب ام سلمه سلام الله علیها روایتی را این گونه نقل می نمایند:

«أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ دَخَلَا عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَینَ یدَیهِ جَبْرَئِیلُ فَجَعَلَا یدُورَانِ حَوْلَهُ یشَبِّهَانِهِ بِدِحْیةَ الْکلْبِی فَجَعَلَ جَبْرَئِیلُ یومِی بِیدِهِ کالْمُتَنَاوِلِ شَیئاً فَإِذَا فِی یدِهِ تُفَّاحَةٌ وَ سَفَرْجَلَةٌ وَ رُمَّانَةٌ فَنَاوَلَهُمَا وَ تَهَلَّلَ وَجْهَاهُمَا وَ سَعَیا إِلَی جَدِّهِمَا فَأَخَذَ مِنْهُمَا فَشَمَّهُمَا ثُمَّ قَالَ صِیرَا إِلَی أُمِّکمَا بِمَا مَعَکمَا وَ ابْدَءَا بِأَبِیکمَا فَصَارَا کمَا أَمَرَهُمَا فَلَمْ یأْکلُوا حَتَّی صَارَ النَّبِی إِلَیهِمْ فَأَکلُوا جَمِیعاً فَلَمْ یزَلْ کلَّمَا أُکلَ مِنْهُ عَادَ إِلَی مَا کانَ حَتَّی قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ الْحُسَینُ ع فَلَمْ یلْحَقْهُ التَّغْییرُ وَ النُّقْصَانُ أَیامَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی تُوُفِّیتْ فَلَمَّا تُوُفِّیتْ فَقَدْنَا الرُّمَّانَ وَ بَقِی التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ أَیامَ أَبِی فَلَمَّا اسْتُشْهِدَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فُقِدَ السَّفَرْجَلُ وَ بَقِی التُّفَّاحُ عَلَی هَیئَتِهِ عِنْدَ الْحَسَنِ حَتَّی مَاتَ فِی سُمِّهِ وَ بَقِیتِ التُّفَّاحَةُ إِلَی الْوَقْتِ الَّذِی حُوصِرْتُ عَنِ الْمَاءِ فَکنْتُ أَشَمُّهَا إِذَا عَطِشْتُ فَیسْکنُ لَهَبُ عَطَشِی فَلَمَّا اشْتَدَّ عَلَی الْعَطَشُ عَضَضْتُهَا وَ أَیقَنْتُ بِالْفَنَاءِ قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ ع سَمِعْتُهُ یقُولُ ذَلِک قَبْلَ مَقْتَلِهِ بِسَاعَةٍ فَلَمَّا قَضَی نَحْبَهُ وُجِدَ رِیحُهَا فِی مَصْرَعِهِ فَالْتُمِسَتْ وَ لَمْ یرَ لَهَا أَثَرٌ فَبَقِی رِیحُهَا بَعْدَ الْحُسَینِ وَ لَقَدْ زُرْتُ قَبْرَهُ فَوَجَدْتُ رِیحَهَا تَفُوحُ مِنْ قَبْرِهِ فَمَنْ أَرَادَ ذَلِک مِنْ شِیعَتِنَا الزَّائِرِینَ لِلْقَبْرِ فَیلْتَمِسُ ذَلِک فِی أَوْقَاتِ السَّحَرِ فَإِنَّهُ یجِدُهُ إِذَا کانَ مُخْلِصا »

ترجمه روایت:

«ام سلمه گفته اند: یک وقت حسنین علیهما السلام به حضور پیغمبر اسلام آمدند که جبرئیل بصورت دحیه کلبی در حضور آن حضرت بود. حسنین علیهما السّلام در اطراف جبرئیل که گمان می کردند: دحیه کلبی است دور می زدند. جبرئیل دست خود را حرکت میداد و این طور وانمود می کرد که چیزی در دست دارد، ناگاه دیدند: یک سیب و یک گلابی و یک انار در دست دارد، وی آنها را به حضرت حسنین داد، صورت حسنین از کثرت خوشحالی درخشنده شد و متوجه پیامبر خدا شدند، رسول خدا آنها را گرفت و بوئید و فرمود: با همین میوه جات نزد مادرتان فاطمه بروید، اگر قبل از آن نزد پدرتان بروید بهتر است. ایشان دستور پیغمبر خدا را اجرا کردند، و چیزی از آنها نخوردند تا اینکه پیامبر خدا نزد ایشان رفت و عموما از آن خوردند. هر چه از آن میوه ها میخوردند همچنان برقرار بودند و کم نمی شدند تا آن موقعی که پیغمبر اعظم اسلام از دنیا رحلت کرد.

امام حسین علیه السّلام فرمود: تا فاطمه اطهر زنده بود آن میوه جات دچار هیچ گونه تغییر و نقصانی نشدند. موقعی که حضرت زهراء به شهادت رسید انار مفقود شد ولی سیب و گلابی در زمان حیات حضرت امیر باقی ماندند، هنگامی که حضرت امیر را شهید کردند گلابی مفقود شد ولی سیب به همان حالت برای امام حسن باقی بود تا هنگامی که آن حضرت را بوسیله زهر شهید کردند. آنگاه آن سیب همچنان باقی بود تا آن موقعی که آب را در کربلا به روی من بستند. من هر گاه تشنه می شدم آن سیب را می بوئیدم و عطشم تخفیف می یافت. هنگامی که تشنگی من به نهایت رسید، آن سیب را گاز زدم و یقین به فنا کردم.

حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام می فرماید: پدرم یک ساعت قبل از اینکه شهید شود این مطلب را می فرمود.موقعی که پدرم شهید شد بوی آن سیب از قتلگاه آن حضرت یافت می شد.

من به جستجوی آن پرداختم ولی اثری از آن نیافتم. بوی آن سیب بعد از شهادت امام حسین باقی بود، من قبر مقدس آن حضرت را زیارت کردم و بوی آن سیب از قبر مبارکش می وزید.شیعیانی که بزیارت قبر امام حسین می روند اگر با اخلاص باشند در موقع سحر بوی آن سیب را خواهند یافت.»

منبع روایت:

ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، 4جلد، علامه - قم، چاپ: اول، 1379 ق.ج 3؛ ص391