واقعا طب اسلامی نداریم؟!!!
27 بازدید
موضوع: رجال و تراجم

آیا واقعا طب اسلامی نداریم؟!!!!!!

در تاریخ 1397/05/25 به نقل از خبرگزاری رسمی ایرنا به کد خبر 83002788 در مصاحبه ای  با رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد ، مدیر اجرایی سازمان نظام پزشکی مشهد  چنین ادعا می کند:طب اسلامی سندیت ندارد!!!!! و به دنبال آن در همان خبر فردی بنام «آقای دکتر مجتبوی» اظهار نظر می کند:وزارت بهداشت درمان های طب اسلامی را علمی نمی داند!!!!! و آموزه هایی با عنوان طب الائمه و طب اسلامی مورد تایید این وزارتخانه نمی باشد!!!

منبع:«http://www.irna.ir/fa/News/83002788»

همچنین در همان خبر «آقای دکتر بیژن نژاد»اظهاراتی را به آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته نیز نسبت داده اند که تفصیل آن در این مقام نمی گنجد لذا رجوع به این منبع برای بررسی کفایت می کند:

منبع:«https://snn.ir/fa/print/676445»

تمهید: رجوع غیر متخصص به متخصص حکمی عقلی است که قابل تخصیص هم نمی باشد؛ حال فارغ از صحت یا عدم صحت ادعای مطرح شده سوال این است: چرا افراد غیر متخصص دینی و مکلّای دانشگاهی ورودی غیر علمی به مسائل دینی می کنند و بحث از سندیت و دلالت متون اسلامی مطرح می کنند حال آنکه اندک اطلاع و فهمی از رجال و درایه الحدیث و مبانی اسلامی ندارند؟مگر نه اینکه عقل چنین حکم می کند که غیر متخصص حق اظهار نظر را ندارد آیا این قضاوت ها و نظریات غیر دقیق و غیر علمی موافق حکم عقل است؟به یاد روایت امیرالمومنین علی علیه السلام می افتیم که می فرمایند:لَادِينَ‏لِمَنْ‏ لَاعَقْلَ‏ لَهُ 

!!!!!!!وزارت بهداشت مرجع استعلام علمیت معارف اسلامی

آیا مرجع تائید علمیت یا عدم علمیت مسائل اسلامی وزارت بهداشت است؟!!!! اطلاق گویی عدم علمیت در درمان های طب اسلامی گاهی به مخالفت با قطعیات می پردازد.

در آیه 69 نحل « ... يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاس‏...»خداوند عسل را داروی شفا دهنده معرفی می فرماید و مرحوم کلینی رحمه الله در جلد ششم «الکافی»،ص332 بابی را به عنوان«باب العسل»گشوده و در روایت امیرالمومنین علیه السلام آورده اند: لَعْقُ الْعَسَلِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ-يَخْرُجُ‏مِنْ‏بُطُونِهاشَرابٌ‏مُخْتَلِفٌ‏أَلْوانُهُ‏فِيهِ‏شِفاءٌلِلنَّاسِ‏ وَ هُوَ مَعَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ مَضْغِ اللُّبَانِ يُذِيبُ الْبَلْغَمَ.

حجامت از درمانگری های اهل بیت علیهم السلام است که امروزه دنیا به آن اقبال نشان داده آیا سند آن ضعیف است؟!!! یا نیاز به تائیدیه از وزارت بهداشت دارد؟

پیشگیری و درمان چشم زخم که قرآن به آن اشاره فرموده و معصومین علیهم السلام ادعیه و راهکار های آن را جعل فرموده اند آیا دعا جزء مبانی درمانگری اسلامی نیست؟!! طب شیمیایی چه درمانی برای چشم زخم تجربه کرده است؟ یا شاید از اساس آن را علمی نمی داند اما آیه 51 قلم به آن اشاره نموده و معصومین علیهم السلام مفصل به تبیین آن پرداخته اند آیا از منظر وزارت بهداشت چنین درمانگری هایی علمیت ندارد؟!!! از نظر سندی آیه 51 قلم آیا سند قوی دارد یا خیر؟!!!

مرحوم ابن قولویه در کامل الزیارات،ص282 تربت سید الشهدا را دارویی برای تمام دردها معرفی می نمایند تا حدی که جناب محمد بن مسلم از اصحاب و رواه حدیث را از فلج شدن قطعی شفا می دهد و مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «من لا یحضره الفقیه،ج2،ص599» بابی را به تربت سید الشهداء علیه السلام اختصاص داده و از حضرت صادق علیه السلام آورده اند: فِي طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَكْبَر

آیا برای علمیت این مطالب نیاز به اخذ تائیدیه از وزارت بهداشت است؟!!!!!

*********************

برخی ادله وجود طب اسلامی

دلیل عقلی:

حال این سوال مطرح است اسلامی که کاملترین دین الهی است(سوره مائده:3)،چطور امکان دارد از سلامت جسمی و روحی انسان غافل بوده و معصومین علیهم السلام که به عنوان«اهل الذکر» هستند پاسخگوی مباحث طبی و درمان آلام جسمی و روحی نباشند؟؟؟ اگر بگوئیم اسلام فاقد مسائل طبی و برنامه های درمانگری بوده یا نعوذ بالله معصومین علیهم السلام فاقد آن بوده اند پس اکملیت و جهان شمولی اسلام همچنین علم امام علیه السلام زیر سوال می رود حال آنکه اینطور نیست لذا طب اسلامی وجود دارد و قطعا مبانی ناب و متقن آن افضل بر سائر طب ها از جمله سنتی،شیمیایی،عرب و... است چرا که منشاء آن وحیانی می باشد.

-----------------------------------------------

دلیل نقلی:

به نص آیه سوم سوره مائده(...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً...)در روز غدیر خم اکمال دین محقق گردید و اسلام آخرین دین الهی و کاملترین شریعت الهی می باشد که تمام نیاز های بشر را پاسخگو بوده و هیچ نقص و عیبی بر آن مترتب نیست.از جمله متون قطعی الصدور شریعت اسلام کتاب قرآن است که در آیه 43 نحل (...فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏)امر به پرسش گری از «اهل ذکر» می نماید.

مرحوم کلینی در جلد اول «الکافی»،ص 210 ح3 در روایتی صحیح السند به نقل از محمد بن الوشاء در ذیل این آیه آورده اند:« سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ قُلْتُ فَأَنْتُمُ الْمَسْئُولُونَ وَ نَحْنُ السَّائِلُونَ قَالَ نَعَم‏...»

1- مرحوم ابن شعبه حرانی در کتاب شریف تحف العقول در روایتی از امیرالمومنین که حصر اضافی از علم است آورده اند: الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْيَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ‏ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ.

در روایت دیگری مشابه روایت فوق در کتاب « معدن الجواهر و رياضة الخواطر»تالیف علامه کراجکی رحمه الله از معاصرین مرحوم شیخ طوسی رحمه الله داریم: الْعُلُومُ أَرْبَعَةٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْيَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ‏ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَةِ الْأَزْمَان‏.لذا طب در لسان ائمه به عنوان یک علم مجزا مطرح بوده و این پاسخی محکم بر افرادی است که می گویند طب اسلامی سبقه تاریخی نداشته و ساخته متاخرین است...

2- اختلاف و تنوع معجزه انبیاء حکمت های متعددی داشته و مرحوم کلینی رحمه الله در جلد اول«الکافی»،ص24 در مورد اعجاز حضرت عیسی علیه السلام آورده اند: إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى علیه السلام فِي وَقْتٍ قَدْ ظَهَرَتْ فِيهِ الزَّمَانَاتُ وَ احْتَاجَ النَّاسُ إِلَى الطِّبِ‏ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِمَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُمْ مِثْلُه‏... از این فقره روایت« فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِمَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُمْ مِثْلُه» مبانی طبی با منشاء وحیانی استخراج می گردد و از آنجا که تعالیم طبی حضرت عیسی و تمام انبیاء نزد ما مسلمین معتبر است لذا آن تعالیم نیز جزء محتویات طب اسلامی محسوب می گردد.

3- مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «اعتقادات الامامیه»،ص115 بابی را تحت عنوان « باب الاعتقاد في الأخبار الواردة في الطب‏» گشوده و تفصیلی از مطالب را بیان می فرمایند که رجوع دانش پژوهان را می طلبد.

4- مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «علل الشرایع»،ج1،ص99 نیز به مناظره امام صادق علیه السلام در مجلس منصور با طبیب هندی  اشاره فرموده که حضرت فرمودند:... فَلَمَّا فَرَغَ الْهِنْدِيُّ قَالَ لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ تُرِيدُ مِمَّا مَعِي شَيْئاً قَالَ لَا فَإِنَّ مَعِي مَا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا مَعَكَ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ أُدَاوِي الْحَارَّ بِالْبَارِدِ وَ الْبَارِدَ بِالْحَار... با تامل در این فقره از روایت« مِمَّا مَعِي شَيْئاً»طب اهل بیت علیهم السلام و به تعبیری طب اسلامی استخراج می گردد.

حرف آخر:اگر به فرض پلیسی خطا کرد زیراب کلی قانون را زدن خطاست لذا ورود غیر کارشناسانه به مبانی دینی خطری بزرگ است و می طلبد دین پژوهان دغدغه مند در این عرصه ورودی علمی کنند چرا که به نقل از صادقین علیهما السلام: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى‏ الْعَالِمِ‏ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ نُورَ الْإِيمَانِ وَ مَا كُنْتُ لِأَدَعَ الْجِهَادَ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَى كُلِّ حَال

عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 113

علی محمد مظفری