راهکار های افزایش معرفت اهل بیت ع در تبلیغ
48 بازدید
موضوع: تبلیغ

راهکار های افزایش معرفت[1] اهل بیت علیهم السلام در تبلیغ

معرفت اهل بیت علیهم السلام

اهمّ ماموریت هر مبلغ اسلامی اثر گذاری بر سه مولفه بینش،گرایش و رفتار مخاطب با هدف وصول به فلسفه آفرینش جن و انس [2]یعنی عبودیت و بندگی خدای تعالی می باشد.

باقر العلوم ع در پاسخ بسیاری از مبلغین که از نحوه مطلوب تحقّق عبودیت و رونق افزایی به بازار بندگی خداوند در عرصه مقدس تبلیغ سوال می نمایند،معرفت الله را مقدمه این امر دانسته و با حصر حقیقی کلام[3] به وسیله« إِنَّمَا» به آن اشاره می نمایند:« إِنَّمَا یعْبُدُ اللَّهَ مَنْ یعْرِفُ اللَّهَ »حضرت در ادامه روایت تکلیف عبادات فاقد معرفه الله را مشخص نموده و آن افعال را گمراهی وضلالتی بیش نمی دانند «فَأَمَّا مَنْ لَا یعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا یعْبُدُهُ هَکذَا ضَلَالا[4]»

طالبان وصول به معرفه الله چاره ای جز قدم نهادن در مسیر معرفت اهل بیت ع ندارند همانطور که امیرالمومنین علی7در ذیل آیه«… وَ عَلَی الْأَعْرافُ رِجالٌ یعْرِفُونَ کلًّا بِسِیماهُم[5] »در بیان مصداق « الْأَعْراف» فرمودند:«نَحْنُ الْأَعْرَاف (اعراف ما هستیم)نَحْنُ نَعْرِفُ أَنْصَارَنَا بِسِیمَاهُمْ (ما یارانمان را با چهره هایشان می شناسیم)وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِینَلَایعْرَفُ اللَّهُ إِلَّابِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا[6] »اعراف ما هستیم کسانی که خداوند شناخته نمی شود مگر از راه معرفت ما[7].

مصادیق اهل بیت علیهم السلام از منظر فریقین

در بیان مصادیق اهل بیت رسول الله ص، قدر متیقّن تفاسیر فریقین(شیعه و سنی) از آیه تطهیر:« إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیرا[8]»، خمسه آل عبا[9] بوده که مذهب شیعه بنا بر نصوص معتبری که از لسان نبی مکرم اسلام ص صادر گردیده،علاوه بر خمسه آل عبا، 9 امام معصوم دیگر را که تماماً از ذریه سید الشهدا علیه السلام هستند«إِنَ اللَّهَ عَوَّضَ الْحُسَینَ علیه السلام مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْإِمَامَةَ مِنْ ذُرِّیتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ[10]…»داخل در دایره اهل بیت علیهم السلام می داند.

اصل اعتقاد به ولایت خلفای اثنی عشریه بعد از شهادت رسول الله ص از دیگر نقاط اشتراک فریقین(شیعه و اهل تسنّن) بوده که امامیه در اثبات آن به روایت جناب ابن مسعود از رسول الله ص « الْخُلَفَاءُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ کعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیل[11] »و همچنین روایت صحیح السند جناب ابی حمزه ثمالی ره از امام سجاد7 تمسک می نماید که حضرت فرمودند:إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَأَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً فِی ضِیاءِ نُورِهِ یعْبُدُونَهُ قَبْلَ خَلْقِ الْخَلْقِ یسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ یقَدِّسُونَهُ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ رَسُولِ اللَّهِ[12] »سید الساجدین علیه السلام در این روایت اولا اشاره به 12 امام و جانشینان بر حق رسول الله صلی الله علیه وآله نموده و سپس خلقت نوری و انتساب نسبی آن ذوات مقدسه:را به پیامبر اکرم ص بیان می نمایند.

در اتفاق نظر اهل تسنن با شیعه در اصل خلفای اثنی عشریه، مرحوم سید بن طاووس ; در کتاب شریف «الطرائف فی معرفه المذاهب» روایات مختلفی را مبنی بر اینکه خلفای بعد از رسول الله 12 نفر به عدد نقباء بنی اسرائیل اند ذکر نموده اند که از باب مثال در کتاب (صحیح مسلم، ج3،ص1453) از عامر بن سعد ابی وقاص چنین نقل گردیده است که پیامبر6 فرمودند: «لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِماً حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ وَ یکونَ عَلَیکمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً کلُّهُمْ مِنْ قُرَیش[13] پیوسته دین خدا تا قیامت پابرجاست به شرطی که دوازده نفر از قریش بر مردم حکومت کنند » اما محطّ افتراق علمی در تعیین مصادیق است و این سوال که مصادیق آن خلفای اثنی عشریه کیست همچنان از سوی علمای عامه بی پاسخ مانده است.

اجلای امامیه در تبیین مصادیق خلفای اثنی عشریه متاخّر بر نبی مکرم اسلام ص به روایت صحیح السند امام باقر علیه السلام « مشهور به حدیث لوح »از جابر بن عبدالله انصاری صحابه رسول الله 6 تمسک می نمایند که در این روایت جناب جابر فرمودند[14]: دَخَلْتُ عَلَی فَاطِمَةَ 3وَ بَینَ یدَیهَا لَوْحٌ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَی عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ7 ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِی [15]» اما اگر مُبلّغی خواستار روایتی باشد که صراحتا نام تک تک ائمه را بیان نماید،مرحوم شیخ طوسی ره در کتاب «الغیبه» به نقل از (حریث شامی یا کوفی)خادم پیامبر ص در ذیل آیه« آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُون[16]. ..»نقل کرده است که پیامبرص فرمودند: در شب معراج زمانی که به سمت راست عرش توجه نمودم این اشباح نورانی را نظاره نمودم:« فَالْتَفَتُّ فَإِذَا أَنَا بِعَلِی وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ وَ عَلِی وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَی وَ عَلِی وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ الْحَسَنِ وَ الْمَهْدِی ع فِی ضَحْضَاحٍ [17] مِنْ نُورٍ قِیامٌ یصَلُّونَ وَ الْمَهْدِی فِی وَسْطِهُمْ کأَنَّهُ کوْکبٌ دُرِّی[18]... »از دیگر مویّدات، جناب ابن شاذان قمی[19] نیز در کتاب «الفضائل[20] (لابن شاذان القمی)در روایتی[21] از عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی وَقَّاص از رسول مکرم اسلام ص به ذکر این اسامی اشاره نموده اند.

ارتباط امامت با اصول دین

وجوب معرفت ذوات مقدسه اهل بیت ع وجوبی صرفا فقهی نیست بلکه ماهیت آن به مباحث کلام اسلامی باز می گردد. با بررسی مجموع نصوص اینگونه بر می آید که معرفت اهل بیت ع و اصل امامت از اساسی ترین مولفه های اصول دین[22] بوده تا جایی که برای وصول به توحید و نبوت که شرط اولیه اسلام ظاهری قرار دارد،راهی جز معرفت آن ذوات مقدسه وجود نخواهد داشت.

امامت علاوه بر توحید با سایر گزاره های اصول دین از جمله نبوت،معاد و عدل نیز ارتباط تنگاتنگی دارد.در ارتباط فی الجمله آن با توحید در حدیث مشهور سلسله الذهب، حضرت رضا علیه السلام شرط پذیرش توحید را امامت[23] بیان می نمایند« لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا ».ارتباط امامت با معاد را می توان در روایت پیامبر6 معروف به مرگ جاهلی«مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة[24]» که فریقین آن را نقل کرده و اتفاق نظر دارند مشاهده نمود.در ارتباط امامت با عدل می توان به روایت جناب اصبغ بن نباته از امیرالمومنین علی علیه السلام اشاره نمود که در ذیل آیه «الْأَعْرافُ رِجالٌ یعْرِفُونَ کلًّا بِسِیماهُمْ[25]... علی علیه السلام فرمودند:نَحْنُ الْأَعْرَافُ نَحْنُ نَعْرِفُ أَنْصَارَنَا بِسِیمَاهُمْ وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِینَ لَا یعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا و نَحْنُ الْأَعْرَافُ نُوقَفُ یوْمَ الْقِیامَةِ بَینَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَلَا یدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا یدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْکرَنَا » و لذا خداوند که اعدل العادلین است اولا و بالذات مقسِّمانی عادل را در قیامت برای رسیدگی به اعمال بندگان قرار داده است که همان اهل بیت: اند و ثانیا معیار ورود به بهشت یا جهنم را همین معرفت امام مقرّر فرموده است. اما ارتباط امامت با نبوت این است که امامت اولا جایگاهی بالاتر از نبوت است[26] و ثانیا امتداد و ادامه نبوت همان امامت[27] قرار دارد و در یک جمله اینکه اسلام بدون پذیرش امام اسلامی ناقص«الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ[28]...»،عدم مرضی باری تعالی«. ..رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً[29] » و تنها پوسته و ظاهری از اسلام می باشد.

مراتب معرفت:

معرفت از مفاهیم تشکیکی[30] و ذو مراتب است همانطور که مرحوم علی بن محمد خزاز قمی[31] در کتاب «کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر»روایتی از امام صادق7 نقل می فرمایند که حضرت به بیان حد معرفت الله تعالی و معرفت رسول ص پرداخته اند تا اینکه در ادامه روایت، اقل معرفت امام را این گونه بیان می فرمایند:«أَدْنَی مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِی إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لَهُ فِی کلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إِلَیهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِهِ »

پایین ترین حد معرفت امام اینکه، امام را عِدل و مساوی دانستن با پیامبر جز شئونات خاصه نبوت از جمله وحی مصطلح،او را وارث پیامبر دانستن،یقیین به اینکه اطاعت از امام اطاعت از خداوند و رسول است و همچنین تسلیم امام بودن در تمام امورات و عرضه تمام امور به ایشان وهمچنین دریافت قول امام از جمله ادنی مراتب معرفت امام بوده

 اما بالاترین مرتبه معرفت امام همان «معرفت بالنورانیه» است که امیرالمومنین علی علیه السلام به سلمان و ابوذر این گونه فرمودند:« مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ وَ هُوَ الدِّینُ الْخَالِصُ[32] الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یؤْتُوا الزَّکاةَ[33] وَ ذلِک دِینُ الْقَیمَة»که حضرت شرط اکمال ایمان تمام بشر را کسب این معرفت می دانند «إِنَّهُ لَا یسْتَکمِلُ أَحَدٌ الْإِیمَانَ حَتَّی یعْرِفَنِی کنْهَ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ»و الا محال است احدی به تمام مرتبه ایمان دست یابد اما معرفت به نورانیت اهل بیت ع را کسب ننموده باشد و در پایان حضرت تهدید خطرناکی را برای معرضین از اکتساب این نوع از معرفت بیان فرموده اند«مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ ذَلِک[34] فَهُوَ شَاک وَ مُرْتَاب[35] » و آنان را در زمره شک کنندگان و تهمت زنندگان به شمار آورده اند.

فرمول معرفت اهل بیت علیهم السلام

تسلیم،تصدیق و طهارت قلب تنها فرمول و مقدمه موصله به وادی معرفت اهل بیت ع و به تبع آن وصول به معرفت الله می باشد.امام صادق ع در روایتی می فرمایند «إِنَّکمْ لَا تَکونُونَ صَالِحِینَ حَتَّی تَعْرِفُوا وَ لَا تَعْرِفُونَ حَتَّی تُصَدِّقُوا وَ لَا تُصَدِّقُونَ حَتَّی تُسَلِّمُوا[36]...» در این روایت نورانی« لَا تَعْرِفُونَ حَتَّی تُصَدِّقُوا » شرط معرفت،باور(همان تصدیق) و در ادامه روایت « لَا تُصَدِّقُونَ حَتَّی تُسَلِّمُوا »، شرط باور و تصدیق،تسلیم بیان گردیده است.

در روایتی دیگر امام باقر ع در تفسیر آیه« فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا[37]»ضمن اشاره به نور الله که همان ذوات مقدسه ائمه ع اند در قَسَمی جلاله به جناب ابی خالد کابلی می فرمایند:« وَ اللَّهِ یا أَبَا خَالِدٍ لَا یحِبُّنَا عَبْدٌ وَ یتَوَلَّانَا حَتَّی یطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا یطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّی یسَلِّمَ لَنَا[38]...» حضرت ع شرط لازم محبّین واقعی و پذیرندگان ولایت اهل بیت ع را طهارت قلب آن هم به واسطه خداوند و شرط طهارت قلب را تسلیم بودن در برابر اهل بیت ع می دانند. در فقره روایتی از امام صادق ع، حضرت محبت را فرع بر معرفت می دانند« الْحُبُ فَرْعُ الْمَعْرِفَة[39]» و لذا بدیهی است که بدون معرفت تامه محبت حقیقی ایجاد نخواهد شد[40] و لذا شرط محبت نیز بنا بر نص روایت چیزی جز تسلیم و طهارت قلب نیست.

راه کارهای کاربردی معرفت افزایی

با عنایت به فرمول معرفت افزایی ( طهارت قلب، تصدیق و تسلیم)از آنجا که در مقام بیان تفصیل این فرمول نیستیم[41] در اینجا اجمالا برخی از اهمّ راهکار های کاربردی افزایش معرفت اهل بیت ع در جامعه اسلامی را مرور می نماییم:

1-اکملیت معرفت مبلغ نسبت به مخاطبین

فاقد شی محال است مُعطیّ آن باشد همچنین در تعریف حقیقی نیز یکی از شروط این است که معرِّف أجلی و اعرف از معرَّف و یا لااقلّ مساوی با آن باشد[42] و لذا در باب معرفت افزایی حضرات معصومین ع، درجات و ادراکات معرفتی مبلّغ که در مقام معرِّف اهل بیت ع قرار دارد باید افضل بر معرَّف (که میزان معرفت مخاطبین نسبت به حضرات معصومین ع است) باشد و به عبارتی دیگر روحانی باید شهد شیرین معرفت معصومین را با تمام وجود چشیده باشد تا بتواند اولا آن را وصف نموده و ثانیا زمینه دستیابی دیگران را نسبت به آن فراهم نماید و الا مصداق این ضرب المثل قرار می گیرد که «کوری عصا کش کور دیگر است».

با عنایت به مشکّکه بودن معرفت، با افزایش ظرفیت قابلیت قابل می توان میزان ادراک انوار معرفتی را افزایش داد که علاوه بر فرمول مذکور(طهارت قلب، تصدیق و تسلیم)،استعانت از پروردگار عالم در وصول فیوضات و توفیقات نکته ای قابل توجه می باشد و لذا امام صادق ع خودشان به ما فرمودند این طور دعا نمائید:«...اللَّهُمَ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی[43] » با این حال دستیابی به تمام مراتب معرفتی اهل بیت ع امری مشکل و شاید محال باشد چرا که امیرالمومنین علیه السلام به سلمان اینگونه فرمودند که: فَإِنَّکمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا کنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ[44] به کنه فضل ما نخواهید رسید و حتّی مقداری از یک دهم آن را نمی توانید درک نمایید.

تَزیُّن جلسات به احادیث معصومین:

نقل روایات و احادیث اهل بیت: عامل تربیت و معرفت افزایی است چرا که در زیارت جامعه کبیره از لسان امام هادی ع آمده است: کلامُکمْ نُورٌ، وَامْرُکمْ رُشْدٌ، وَوَصِیتُکمُ التَّقْوی[45] و لذا اگر طالب رشد و هدایت هستیم باید آن را در کلام و امورات اهل بیت: واکاوی نمائیم.

انس با منابع روایی اهل بیت ع و ترویج سیره حضرات معصومین ع در غالب حدیث خوانی یکی از سنت های مورد تائید معصوم و راهی اساسی در راستای معرفت افزایی می باشد. امام صادق علیه السلام از فضیل پرسیدند« تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟» آیادر مجالستان از احادیث ما می گویید؟ قُلْتُ: نَعَمْ فضیل گفت بله حضرت فرمودند: تِلْک الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا فَأَحْیوا أَمْرَنَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیا أَمْرَنَا [46]حضرت صادق علیه السلام مجالسی که ذکر و احادیث اهل بیت: در آن بیان شود را دوست دارند و زنده کردن امورات اهل بیت: را به تبیین همین احادیث و محاسن کلام می دانند و در پایان برای افرادی که این کار را انجام دهند دعا می فرمایند« رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیا أَمْرَنَا »

به مصداق سفارش امام صادق علیه السلام به فضیل،بر مبلغین لازم است تا در هر موقعیتی که مخاطبی وجود دارد با احیای امر اهل بیت:مجلس و محفل را نورانی نمایند که کمترین خاصیت احادیث اهل بیت: علاوه بر معرفت افزایی و تربیت نفس، احیای قلوب موات می باشد.گلچین نمودن احادیث و سلیقه در نقل روایات در مقام و عرصه های گوناگون همراه با تبیین صحیح و فهم درست از روایت از ملزومات احیای این امر است و لذا بی سلیقگی و کم کاری های افراد گاهی سبب استخفاف و دافعه مردم ازآن ذوات مقدسه و افول مراتب معرفتی افراد جامعه می گردد و لذا توصیه امام صادق ع به شیعیان مخصوصا مبلغین و سربازان امام عصر این روایت است که فرمودند:« مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَکونُوا عَلَینَا شَیناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکمْ وَ کفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْل[47]»

2-تبیین دقیق حقوق اهل بیت علیهم السلام:

در لسان اصولیون،«معرفت» لفظی عام بوده و اطلاق نیز دارد و لذا هم شامل معرفت شناسنامه ای می شود و هم معرفت حقیقی و به قطع می توان گفت معرفت حقیقی نسبت به معصومین است که آثاری چون محبت، اطاعت و سوق به سوی عبودیت وبندگی خداوند را به همراه دارد چرا که در عصر معصومین: و با عنایت به علاقه اعراب به علم انساب عمده مردم معرفت ظاهری و به اصطلاح شناسنامه ای از آن ذوات مقدسه داشتند همانطور که قرآن نیز در مورد شناخت یهود ازپیامبر اسلام 6 آورده است:« الَّذینَ آتَیناهُمُ الْکتابَ یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ [48]» یا در گودال قتله گاه زمانی که «سنان بن انس ملعون» آمد و شمشیر بر گلوی مبارک امام حسین علیه السلام قرار داد، مرحوم سید بن طاووس; اینگونه نقل فرموده که آن شقی پیوسته می گفت:« وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَجْتَزُّ رَأْسَک وَ أَعْلَمُ أَنَّک ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ خَیرُ النَّاسِ أَباً وَ أُمّاً [49] به خدا من سرت را جدا می کنم با آن که می دانم تو فرزند رسول خدایی و بهترین مردم از نظر پدر و مادری »و لذا صرف شناخت آباء و اجداد و اسم و نسب کافی نیست اما معرفت حقیقی که در لسان معصومین: در ادعیه و زیارات با تعابیر مختلف: «أَسْأَلُک أَنْ تُدْخِلَنِی فِی جُمْلَةِ الْعَارِفِینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِم [50]»،« فَمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ[51] »و … با عنوان حق معرفت ذکر گردیده، از جمله مواردی است که غرض اصلی از معرفت اهل بیت: است که به واسطه ادای همین حق[52] محقق گردد.

مرحوم شیخ صدوق ره از حمران بن موسی از امام صادق علیه السلام در عیون اخبار الرضا روایت کرده است که امام صادق علیه السلام خبر شهادت امام رضا علیه السلام را اینطور بیان فرمودندکه«یقْتَلُ حَفَدَتِی [53] بِأَرْضِ خُرَاسَانَ فِی مَدِینَةٍ یقَالُ لَهَا طُوسُ مَنْ زَارَهُ إِلَیهَا عَارِفاً بِحَقِّهِ أَخَذْتُهُ بِیدِی یوْمَ الْقِیامَةِ وَ أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ کانَ مِنْ أَهْلِ الْکبَائِرِ» حمران سوال کرد:«جُعِلْتُ فِدَاک وَ مَا عِرْفَانُ حَقِّهِ» حق معرفت چیست؟ حضرت در ادامه روایت به این حقوق اشاره فرمودند:« قَالَ یعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ غَرِیبٌ شَهِیدٌ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ سَبْعِینَ شَهِیداً مِمَّنِ اسْتُشْهِدَ بَینَ یدَی رَسُولِ اللَّهِ 6 عَلَی حَقِیقَة[54] بداند که او امام مفترض الطاعه است (یعنی مقام امامت و حجّیت او را معتقد باشد)، و بداند که او را شهید کرده اند، و هر کس با این شناخت او را زیارت کند، خداوند اجر هفتاد هزار شهید از شهدائی که به راستی و حقیقت در پیش روی رسول خدا6 کشته شده اند به او عطا خواهد فرمود[55]»

احیای واقعی امر اهل بیت علیهم السلام:

ترویج آثار و احیای امر اهل بیت: یکی از روش های اساسی در تبلیغ و تبیین معارف نورانی آنان می باشد.ششمین امام همام حضرت صادق علیه السلام در روایتی نورانی به نحو موجبه کلیه در حق احیا کنندگان امر اهل بیت: دعا نمودندکه طلاب و مبلغین عزیز می توانند با اهتمام بر این امر مصداق اکمل و مشمول دعای حضرت قرار گیرند.

شیخ صدوق ; نیز در عیون اخبار الرضا علیه السلام از لسان مبارک حضرت رضا علیه السلام در روایتی می فرمایند: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیا أَمْرَنَا خداوند هر بنده ای که امر ما اهل بیت: را احیا کند رحمت کند.صالح هروی از امام سوال می کند چطور امر شما را احیا کنیم؟حضرت در راهکاری 2 بعدی به تمام مبلغین اینگونه می فرمایند: «یتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یعَلِّمُهَا النَّاس» یعنی همان رسالت طلبگی که طلاب دراین فراز از کلام امام سه دسته اند.

دسته اول جمع کثیری اند که صرفا به تعلیم علوم اهل بیت:می پردازند اما از تعلّم و تبلیغ معارف اهلبیت: امتناع می ورزند که این افراد قطعا مشمول دعای حضرت رضا علیه السلام قرار نمی گیرند.دسته دوم طلابی اند که در همان تعلیم علوم هم قصور می کنند که اینها نیز اگر عذر موجّهی عند الله نداشته باشند تکلیفشان مشخص است اما تنها دسته سوم اند که مورد دعای حضرت قرار می گیرند و آن کسانی اند که « یتَعَلَّمُ عُلُومَنَا»علوم اهل بیت:را خوب می آموزند و ضمن عمل به این علوم که مفروغ عنه قرار گرفته است،« یعَلِّمُهَا النَّاس» این علوم نورانی را به مردم یاد دهند چرا که فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا[56] چرا که اگر مردم محاسن و زیبایی های کلام اهل بیت:را بدانند قطعا ازآنان تبعیت می کنند[57].

طلاب باید حداقل با منابع روایی شیعی مخصوصا کتب اربعه (کافی، تهذیب، من لا یحضره الفقیه و استبصار) انس داشته و در کنار اشتغال به دروس متداول حوزوی از بدو ورود به حوزه تا عند الموت مبنای عقیدتی و فکری خود را با این مواد و ملات نورانی پایه ریزی نماید.

چقدر تاسف بار است که یک دانشمند مسیحی لبنانی بنام آقای جرج جرداق(استاد ادبیات عرب در لبنان) اعتراف می نماید که« جاذبه های کلمات امام علی علیه السلام شوری در من ایجاد کرد که ۲۰۰ بار نهج البلاغه را مطالعه کردم[58]» اما برخی طلاب هنوز یک بار هم کلمات امیرالمومنین ع را نخوانده اند اما شاید کفایه مرحوم آخوند ;راحفظ باشند و یا بیش از چندین دهه در دروس خارج فقه و اصول اشتغال به تحصیل و تدریس داشته باشند که این امر ناشی از بی بصیرتی و خسران مطلق در زندگی و عدم دستیابی به تفقّه در دین به معنای واقعی می باشد چرا که آیه نفر می فرماید: وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِینْفِرُوا کافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّین[59] و این تفقه مطلق است و حصر حقیقی تفقه در« فقه و اصول» دلیلی بر عدم فهم صحیح مباحث الفاظ در همان علم اصول می باشد و اگر چه اهمیت این دو علم بر احدی پوشیده نیست اما نزاع ما در حصر است که مع الاسف بسیاری از طلاب از حامیان این تفکر اشتباه می باشند و بسی خیال باطل که علومی مانندرجال و درایه، فن رثاء،کلام، تاریخ،ریاضیات،فلسفه اسلامی،طب اسلامی و… را تخصّصا خارج از تفقه در دین می انگارند در حالی که این تفکری مسموم و خطرناک است.

3-توجه مبلغ به مقتضیات زمان

مبلغ باید ضمن حفظ اصول و سنت های اسلامی، خود را با شرایط و مقتضیات زمان منطبق نماید چرا که به تعبیر امام صادق ع«...الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَاتَهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوَابِس[60] ( أی لا تدخل علیه الشُّبَه، اللَّبْسُ: الشبه فی الأمر[61] )» و لذا اشراف بر روش های تخصصی تبلیغ، آشنایی با فرق و ادیان،آشنایی با زبان های زنده علم،مطالعات در زمینه دشمن شناسی،شیوه کتابت و قلم زنی و … باید به روز و مطابق نیاز های جامعه باشد.

در میان این مقتضیات، آشنایی طلاب با فضای مجازی و ورود در این میدان که مخاطبین فراوانی را هم به خود اختصاص داده است یکی از دغدغه های مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای مد ظله العالی می باشد. معظم له در ورود طلاب به فضای مجازی فرمودند: « این میدان، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده، وارد عرصه مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند[62] »روحانی باید ضمن توجه به آسیب های این فضا که مهمترین آن بی تقوایی و اتلاف زمان است با مسلّح شدن به سلاح تقوی و علم در این عرصه ورودی جدی نموده و تشنگی جامعه را که همان فقر معنویت و گرفتاری در خطوات و گام های ابلیس است، با چشمه های معرفتی اهل بیت: سیراب نماید.

4-انس با ادعیه و زیارات معصومین علیهم السلام

انس با ادعیه و زیارات معصومین ع و تبیین صحیح معارف نورانی آن در جامعه یکی دیگر از راه های افزایش معرفت اهل بیت ع می باشد.حضرت رضا علیه السلام در روایتی «سلاح انبیاء» را همان دعا دانسته و امر به مسلح شدن به این سلاح می نمایند« عَلَیکمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیاءِ قَالَ الدُّعَاءُ.[63]»

در دعای معرفت افزا که امام صادق7 خودشان به زراره این راهکار را نشان دادند و سفارش فرمودند که برای دستیابی به معرفت «ادْعُ اللَّهَ بِهَذَا الدُّعَاء» خداوند را با این دعا بخوان:لذا اولا برای کسب معرفت باید دعا کرد« ادْعُ اللَّهَ »ثانیا الفاظ در دعا موضوعیت دارد« بِهَذَا الدُّعَاء»اما چه بگوییم؟ حضرت7 در ادامه می فرمایند این طور در خواست معرفت نما:« اللَّهُمَ عَرِّفْنِی نَفْسَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَبِیک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَبِیک لَمْ أَعْرِفْهُ قَطُّ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی[64] » که در این دعا «معرفت الله»،«معرفت رسول الله»و «معرفت حجه الله» در طول یک دیگر قرار گرفته و ماحصل اینکه اگر معرفت حجت خدا(امام) برای انسان محقق نگردد، ضلالت و گمراهی در دین محقق می گردد« إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»

5-روزه

با بررسی در نصوص «صوم» از دیگر راه های اکتساب معرفت بیان گردیده و فرهنگ روزه داری سوای از ماه مبارک رمضان که فرضه الهی است، برگرفته از سیره رسول الله صلی الله علیه وآله و حضرات معصومین ع می باشد همانطور که در سیره نبی مکرم اسلام ص داریم:« کان رسول اللَّه 6یصوم الاثنین و الخمیس[65]... رسول خدا6 روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه می گرفتتد»ایشان همچنین پرخوری و سیری را سبب نابودی نور معرفت دانسته و فرمودند:«...لَا تَشْبَعُوا فَیطْفَأَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِکمْ[66] » و لذا مبلغین باید سنت روزه داری را در جامعه احیاء نمایند و در مقابل تدابیر و نقشه های شوم دشمن که به دنبال افزایش اشتهاء و پر خوری و به تبع آن مرگ قلب و ازاله نور معرفت از قلوب مسلمین اند،برنامه ریزی کرده و این سنت نبوی را احیا نمایند.

جبرئیل در شب معراج در پاسخ رسول الله 6 که فرمودند مَا مِیرَاثُ الصَّوْم؟ ثمره روزه چیست؟جبرائیل گفت:الصَّوْمُ یورِثُ الحِکمَةَ وَ الحِکمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْیقِینَ[67] که با رفتن حکمت،معرفت نیز به دنبال آن می رود و لذا مرحوم احمد بن محمد بن خالد برقی[68] ; در کتاب شریف المحاسن از قول ابابصیر از امام صادق علیه السلام حکمت و خیر کثیر در آیه« وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً کثیراً[69]» را اینگونه بیان می نماید که حضرت فرمودند: هِی طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْرِفَةُ الْإِمَام[70] و مرحوم علی بن ابراهیم قمی; نیز در تفسیرش آورده اند: الخیر الکثیر: معرفة أمیر المؤمنین و الأئمة علیهم السلام [71]

6-بکاء بر معصومین خاصه سید الشهدا:

جناب ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع و اجلای امامیه در روایتی از صادق آل محمد ع به این نکته اشاره می نمایند که هرچیزی کیل و پیمانه ای دارد مگر اشک« مَا مِنْ شَی ءٍ إِلَّا وَ لَهُ کیلٌ وَ وَزْنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ » که قطره ای از آن با شرایط خود دریایی از آتش را خاموش می نماید«فَإِنَّ الْقَطْرَةَ تُطْفِئُ بِحَاراً مِنْ نَارٍ[72]...» و امیرالمومنین علی ع در دعای کمیل سرمایه انسان را «رجاء» و سلاح او را «بکاء» معرفی می نمایند«ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلَاحُهُ الْبُکاء[73]...»

بکاء بر مصائب معصومین مخصوصا سید الشهدا علیه السلام سبب توجه ویژه آنان نسبت به باکی و فتح ابواب معرفتی برای وی می گردد تا جایی که علاوه بر گریه کردن،گریاندن نیز همین آثار را دارد و تباکی[74] نیز ملحق به بکاء می گردد و ادنی پاداش آن در صورت احراز سایر شرایط استحقاق بهشت برین می باشد«مَنْ بَکی وَ أَبْکی فِینَا مِائَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَکی وَ أَبْکی خَمْسِینَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَکی وَ أَبْکی ثَلَاثِینَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَکی وَ أَبْکی عِشْرِینَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَکی وَ أَبْکی عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَکی وَ أَبْکی وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ تَبَاکی فَلَهُ الْجَنَّة[75]»

 در آیه 56 سوره احزاب« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما» خدای تعالی و ملائکه بر پیامبر صلوات و درود می فرستند و در ادامه آیه مومنان را امر به صلوات و سلام بر پیامبر می نماید.

صلوات خداوند و ملائکه آثار خاصی دارد که در راس آن ارتقاء درجات معرفتی قرار داشته و این امتیاز به نص آیه 56 احزاب صرفا شامل حال پیامبر اکرم ص می گردد اما همین پیامبر رحمه للعالمین در روایتی راهکار بهره گیری از صلوات الهی و به دنبال آن ارتقاء معرفت را اینطور بیان می نمایند که: « أَلَا وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی الْبَاکینَ عَلَی الْحُسَین[76] » بکاء بر سید الشهداء سبب دخول باکین تحت این مرحمت خاصه الهی می گردد و در آیه 43 احزاب خداوند می فرمایند:« هُوَ الَّذی یصَلِّی عَلَیکمْ وَ مَلائِکتُهُ لِیخْرِجَکمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیما»

مرحوم فیض کاشانی1 در تفسیر شریف صافی این درجات را این گونه بیان می فرمایند که: هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکمْ (بالرّحمة)یعنی صلواتی که از سوی خداوند بر عبد وارد می گردد خاصیت آن رحمت افزایی است وَ مَلائِکتُهُ (باستغفار لکم و الاهتمام بما یصلحکم) و صلوات ملائکه خاصیتش استغفار از ذنوب و اصلاح است و این صلوات ها یک خروجی دارد و آن ازاله تاریکی و تیرگی هاست لِیخْرِجَکمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (من ظلمات الکفر و المعاصی الی نور الإیمان و الطاعة[77])که ما حصل همان افزایش جایگاه معرفی است و مرحوم شیخ بهایی1 در کتاب شریف منهاج النجاه نیز در تبیین صلوات،نور و ظلمت آورده اند:«آن استغفار و این صلاة بدین معنی است که مخرج نفوس انسانی از نقص به کمالند. نقص ظلمات است و کمال نور است[78] »

علی محمّد مظفّری


[1] «معرفت» از حیث ساختاری اسم معربِ منصرف و مصدری از ریشه «ع ر ف» می باشد. احمد بن فارس در معجم مقائیس اللغه، آورده است معرفت دلالت دارد بر سکون و آرامش لذا عرب بوی خوب را العَرْف گوید و چیز معروف را العُرْف گوید چرا که نفس انسان به واسطه این ها سکون و آرامش می یابد.

[2]الذاریات: 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُون

[3] که با غور در مجموع نصوص حصر را حقیقی یافته ایم

[4] کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.،ج 1، ص: 180

[5] الأعراف: 46

[6] صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، 1جلد، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی - ایران؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.، ج 1، ص: 498

[7] از حیث ادبی می دانیم«الا» از ادات حصر است و با مفهوم گیری از منطوق کلام مبارک حضرت«لَا یعْرَفُ اللَّهُ إِلَّابِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا » این گونه نتیجه می گیریم که: معرفت الله محصور در سبیل معرفت این ذوات مقدسه است و این حصر نیز،حصرحقیقیه بوده لذا اکتساب معرفت الله جز از طریق شناخت اهل بیت: ممکن نخواهد بود و به تعبیر دیگر محال می باشد.

[8] الأحزاب: 33

[9] شخص رسول الله،امام علی،حضرت زهرا،امام حسن و امام حسین علیهم السلام

[10] شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.، ج 14، ص: 538

[11] ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی (للصدوق)، 1جلد، کتابچی - تهران، چاپ: ششم، 1376ش،ص311

[12] الکافی (ط - دارالحدیث)، ج 2، ص: 693

[13] ابن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، 2جلد، خیام - ایران؛ قم، چاپ: اول، 1400ق، ج 1، ص: 172

[14] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 533

[15] ثلاثة منهم أی من الاولاد لا من الجمیع، فان المسمی بعلی من الجمیع أربعة.

[16] البقرة: 285

[17] ( 3) الضحضاح [ ما] ینتشر علی وجه الأرض( لسان العرب).

[18] طوسی، محمد بن الحسن، الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة، 1جلد، دار المعارف الإسلامیة - ایران؛ قم، چاپ: اول، 1411ق،ص148

[19] ابوالفضل شاذان بن جبرئیل قمی از علمای قرن ششم هجری

[20] ابن شاذان قمی، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الفضائل (لابن شاذان القمی)، 1جلد، رضی - قم، چاپ: دوم، 1363ش،ص158

[21] عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَال لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ کشَفَ لَهُ عَنْ بَصَرِهِ فَنَظَرَ فِی جَانِبِ الْعَرْشِ نُوراً فَقَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی مَا هَذَا النُّورُ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ هَذَا مُحَمَّدٌ صَفِیی فَقَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی إِنِّی أَرَی بِجَانِبِهِ نُوراً آخَرَ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ هَذَا عَلِی نَاصِرُ دِینِی قَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی إِنِّی أَرَی بِجَانِبِهِمَا نُوراً آخَرَ ثَالِثاً یلِی النُّورَینِ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ هَذِهِ فَاطِمَةُ تَلِی أَبَاهَا وَ بَعْلَهَا فَطَمَتْ مُحِبِّیهَا مِنَ النَّارِ قَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی إِنِّی أَرَی نُورَینِ یلِیانِ الْأَنْوَارَ الثَّلَاثَةَ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ هَذَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ یلِیانِ أَبَاهُمَا أُمَّهُمَا وَ جَدَّهُمَا قَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی إِنِّی أَرَی تِسْعَةَ أَنْوَارٍ قَدْ أَحْدَقُوا بِالْخَمْسَةِ الْأَنْوَارِ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِمْ قَالَ إِلَهِی وَ سَیدِی وَ بِمُنْ یعْرَفُونَ قَالَ یا إِبْرَاهِیمُ أَوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ عَلِی وَ جَعْفَرٌ وَلَدُ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی وَلَدُ جَعْفَرٍ وَ عَلِی وَلَدُ مُوسَی وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ عَلِی وَ عَلِی وَلَدُ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنُ وَلَدُ عَلِی وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ الْحَسَنِ الْقَائِمُ الْمَهْدِی. ..

[22] در اینکه امامت جزء اصول دین قرار دارد یا اصول مذهب،از متقدمین علمای شیعه مانند مرحوم شیخ طوسی و من تبعه امامت را از اصول دین دانسته و برخی متاخرین مانند مرحوم میرزای قمی و دیگران آن را از اصول مذهب شیعه می دانند...

[23] (الأمالی( للصدوق)، ص: 236)

[24] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 379

[25] اعراف:46

[26] یکی از ادله افضلیت امام بر جمیع رسل الا شخص رسول الله ص، ترفیع و انتصاب ابراهیم خلیل الله ع از سوی خداوند به مقام امامت است. ..قالَ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً...همچنین اعلمیت ائمه بر 72 حرف از اسم اعظم که در انبیا جز پیامبر خاتم اینگونه نبوده است و دیگر ادله که در مقام بیان آن نیستیم

[27] المائدة: 67 یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه. ..

[28] المائده:3

[29] همان

[30] مفهومی است که صدق آن بر افراد و مصادیقش متفاوت باشد مانند وجود

[31] ابو القاسم، علی بن محمد بن علی خزاز قمی رازی از چهره های دانشمند و از راویان مشهور و معتبر و از علما و فقهای بزرگ شیعه در نیمه دوم قرن چهارم هجری است.

[32] مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.، ج 26، ص: 2

[33] البینة: 5.

[34] یعنی معرفت بالنورانیه

[35] مرتاب اسم فاعل از ریب است که اکثر لغوییون آن را به معنی شک گرفته اند اما جناب ابوبکر محمد بن حسن الازدی البصری، معروف به ابن درید، لغت شناس، نحوی، ادیب و شاعر معروف در کتاب جمهرة اللغة، ج 2، ص: 1022 معنی تهمت را هم آورده است الرَّیب: التُّهمة.

[36] کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج 1، ص: 182

[37] التغابن: 8

[38] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 194

[39] منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، مصباح الشریعة، 1جلد، اعلمی - بیروت، چاپ: اول، 1400ق.، ص: 120

[40] اگر چه محبت نیز از الفاظ مشککه است و ممکن است فردی با معرفتی ابتدایی به ادنی مرتبه ای از محبت دست یابد و لذاست که حضرت رضا ع سفارش به محبت اهل بیت می نمایند حتی اگر فردی فاسق باشد و حتی محبت محبین آل محمد را نیز سفارش فرموده اند حتی اگر آن دوستداران نیز فاسق باشند:« کنْ مُحِبّاً لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنْ کنْتَ فَاسِقاً وَ مُحِبّاً لِمُحِبِّیهِمْ وَ إِنْ کانُوا فَاسِقِینَ » اما محبت حقیقیه حاصل نمی گردد مگر به واسطه معرفت حقیقی که همان معرفت بالنورانیه حضرات اهل بیت ع است و شرط آن طهارت قلب و تسلیم در برابر آن ذوات مقدسه است.

[41] در این روایات 3 کلید واژه تسلیم،تصدیق و طهارت قلب را اشاره نمودیم که از جمله گام های اساسی که می طلبد طلاب و مبلغین عزیز در جهت افزایش معرفت اهل بیت ع بردارند،کار تحقیقی عمیق همراه با غور در آیات و روایات و استخراج عوامل و موانع تسلیم، باور و طهارت قلب و بهره برداری از آنان در عرصه مقدس تبلیغ دین می باشد.

[42] شرح کفایة الأصول(للصالحی)، ج 4، ص: 18

[43] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 338

[44] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 7

[45] نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق.، ج 10، ص: 425

[46] ابن بابویه، محمد بن علی، مصادقة الإخوان، 1جلد، مکتبة الإمام صاحب الزمان العامة - الکاظمیه، چاپ: اول، 1402ق.، ص: 34

[47] الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 401

[48] البقرة: 146

[49] ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف / ترجمه فهری، 1جلد، جهان - تهران، چاپ: اول، 1348ش.، ص: 128

[50] ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.، ج 2، ص: 618

[51] ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، 1جلد، دار المرتضویة - نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.، ص: 190

[52] محققان و دین پژوهان جهت معرفت حقوق امام و ماموم می توانند به کتاب شریف« الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 406» بَابُ مَا یجِبُ مِنْ حَقِ الْإِمَامِ عَلَی الرَّعِیةِ وَ حَقِّ الرَّعِیةِ عَلَی الْإِمَام جهت تحقیق بیشتر مراجعه فرمایند

[53]. حفدة الرجل بناته و أولاده.

[54]ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا علیه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق.، ج 2، ص: 260

[55]ابن بابویه، محمد بن علی، ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام، 2جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1372 ش.، ج 2، ص: 639

[56] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص: 308

[57] نکته دیگر در این روایت اینکه حضرت نفرمودند لو علموا شیعتنا یا محبینا بلکه فرمودند لو علموا الناس یعنی بیان محاسن کلام آنان از آنجا که هماهنگ با فطرت بشر قرار دارد حتی کفار و غیر مسلمین را تحت تاثیر قرار داده و آنان را متحول می نماید لذا جامعه تبلیغی هدف باید جهانی و تفکر مبلغ آماده سازی زمینه ظهور امام عصر عج و حکومت جهانی مهدوی باشد.

[58] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة / ترجمه دشتی، 1جلد، مشهور - ایران؛ قم، چاپ: اول، 1379ش،ص15

[59] التوبة: 122

[60] ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، 1جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: دوم، 1404 / 1363ق،ص356

[61] طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین - تهران، چاپ: سوم، 1375 ه.ش، ج 4، ص:104

[62] 25 اردیبهشت ماه 1395 دیدار حضرت آقا با مدیران و طلاب تهران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

[63] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 469

[64] ابن طاووس، علی بن موسی، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، 1جلد، دار الرضی - قم، چاپ: اول، 1330 ق،ص521

[65] ابن طاووس، علی بن موسی، محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس)، 1جلد، فیض کاشانی - تهران، چاپ: اول، 1381ش.، ص: 60

[66] مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق، ج 67، ص: 72

[67] دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)، 2جلد، الشریف الرضی - قم، چاپ: اول، 1412ق.ج 1، ص: 204

[68] وی از شخصیت های برجسته راویان شیعه در قرن سوم هجری به شمار می آید و بسیاری از احادیث شیخ صدوق و شیخ کلینی رحمه الله علیهم به ایشان برمی گردد.

[69] بقره:269

[70] برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، 2جلد، دار الکتب الإسلامیة - قم، چاپ: دوم، 1371 ق.، ج 1، ص: 149

[71] قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 2جلد، دار الکتاب - قم، چاپ: سوم، 1404ق.، ج 1، ص: 93

[72] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 482

[73] کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، المصباح للکفعمی (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، 1جلد، دار الرضی (زاهدی) - قم، چاپ: دوم، 1405 ق،ص561

[74] تباکی ای تَکلَّف البُکاء یعنی خود را به گریه زدن

[75] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 44، ص: 288

[76] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 44، ص: 304

[77] فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، 5جلد، مکتبه الصدر - تهران، چاپ: دوم، 1415 ق، ج 4، ص: 195

[78] شیخ بهایی، محمد بن حسین، منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح، 1جلد، حکمت - تهران، چاپ: ششم، 1384ش. مقدمه 2، ص: 29

منبع:

http://zitova.ir/401.html